درنگی بر تمایزات طبیعیات و علوم تجربی | ||
| جستارهایی در فلسفه و کلام | ||
| مقاله 29، دوره 53، شماره 2 - شماره پیاپی 107، بهمن 1400، صفحه 111-130 اصل مقاله (360.89 K) | ||
| نوع مقاله: مقاله پژوهشی | ||
| شناسه دیجیتال (DOI): 10.22067/epk.2022.78240.1160 | ||
| نویسندگان | ||
| طیبه خسروی* 1؛ فرح رامین2 | ||
| 1دانشجوی دکتری دانشگاه قم | ||
| 2هئیت علمی دانشگاه قم | ||
| چکیده | ||
| ارسطو بهسبب روش فلسفی در شناخت طبیعت و برهانیکردن گزارههای طبیعی، همواره بهدنبال بهدستآوردن نتیایج ثابت و مابعدالطبیعی از روابط جهان هستی بود. به همین دلیل، ویژگیهایی همچون ابطالپذیری جزء ماهیت طبیعیات نبود. با تحولات علمی اروپا، این نگرش فلسفی به جهان تغییر کرد و آن را گویای واقعیت جهان نمیدیدند و فلاسفه همگی تلاش کردند تا روش مشاهده و فرضیه و استقراء را بهعنوان روشی کارآمد در شناخت طبیعت معرفی کنند؛ زیرا این روش تجربی میتوانست حقیقت جهان خارج را توصیف کند. بدینسان، نگاه فلسفی و مابعدالطبیعی به طبیعت جای خود را به نگاه تجربی و ابطالپذیر علوم تجربی داد. همچنین، علاوه بر تمایزاتی که در تحولات شناخت طبیعت ایجاد شد، روش و غایت طبیعیات به روش و غایت جدیدی در علوم تجربی تبدیل شد. این تمایز عمده در نگاه به طبیعت، پیامدهای بسیاری در پی داشته است. در این نوشتار به این تمایزات و تحولات میپردازیم. | ||
| کلیدواژهها | ||
| علوم تجربی؛ طبیعیات؛ ارسطو؛ استقراء؛ علیت | ||
| مراجع | ||
|
| ||
|
آمار تعداد مشاهده مقاله: 2,754 تعداد دریافت فایل اصل مقاله: 2,467 |
||