بررسی ترجمه سه اثر از اریک امانوئل اشمیت بر اساس آرای نظری اومبرتو اِکو | ||
| پژوهش های زبان و ترجمه فرانسه | ||
| مقاله 3، دوره 1، شماره 1، اسفند 1397، صفحه 65-43 اصل مقاله (838.27 K) | ||
| نوع مقاله: پژوهش های زبان و ترجمه فرانسه | ||
| شناسه دیجیتال (DOI): 10.22067/rllf.v2i1.29597 | ||
| نویسندگان | ||
| مرضیه اطهاری نیک عزم* 1؛ رعنا طاهرزاده2 | ||
| 1دانشگاه شهید بهشتی | ||
| 2شهید بهشتی | ||
| چکیده | ||
| در این مقاله قصد داریم ترجمه سه اثر از اریک امانوئل اشمیت را بر اساس آرای نظری اومبرتو اکو در باب ترجمه بررسی کنیم. این سه اثر عبارتاند از میلارپا؛ ابراهیم آقا و گلهای قرآن؛ اسکار و بانوی گلیپوش که با استفاده از آرای نظری اِکو و پلانهای زبانی لویی یلمسلف خواهیم دید آیا مترجم توانسته به ترجمهای دنیا به دنیا دست یابد یا خیر. چند سؤال اساسی در این تحقیق مطرح میشود: آیا مترجم توانسته است ایدئولوژی و دنیای نویسنده را انتقال دهد؟ هدف از این مقاله آن است که نشان دهیم تا چه اندازه مترجم در کارش موفق بوده و به دنیای نویسنده دست یافته است. بدین منظور، در ابتدا دیدگاههای نظری اومبرتو اِکو در خصوص ترجمه را مرور کرده و سپس در سه بخشِ واژه، نحو و مشکلات سبکی ترجمه فارسی این سه داستان را بررسی میکنیم. این پژوهش از سه بخش تشکیل شده که طی آن به توضیح نظریات اِکو و تحلیل انتخابهای مترجم پرداختهایم تا نشان دهیم مترجم چگونه و به چه شیوههایی دنیایی را که نویسنده در کتابش ترسیم کرده، انتقال داده است. همچنین مشکلات و موانع ناشی از اختلاف ساختار زبانی فرانسه و فارسی و تفاوتهای سبکی و فرهنگی را که در مسیر مترجم قرار داشته بررسی کرده و راهی را که مترجم برای از میان برداشتن آنها پیش گرفته است، نشان دادهایم. در پایان، مشاهده کردیم که مترجم توانسته در اکثر موارد دنیای نویسنده را انتقال دهد، اما در انتقال فرم و سبک نویسنده چندان موفق نبوده است. | ||
| کلیدواژهها | ||
| ترجمه ی دنیا به دنیا؛ کمابیشی؛ داد و ستد در ترجمه؛ وفاداری به متن | ||
| مراجع | ||
|
| ||
|
آمار تعداد مشاهده مقاله: 1,507 تعداد دریافت فایل اصل مقاله: 1,297 |
||