تأمّلی بر «سوژه» ژاک لَکان در بستر «زبان» دگردیسی و یا تکامل زبان؟ | ||
| پژوهش های زبان و ترجمه فرانسه | ||
| مقاله 6، دوره 1، شماره 1، اسفند 1397، صفحه 131-106 اصل مقاله (1.06 M) | ||
| نوع مقاله: پژوهش های زبان و ترجمه فرانسه | ||
| شناسه دیجیتال (DOI): 10.22067/rllf.v2i2.53163 | ||
| نویسنده | ||
| وحید نژادمحمد* | ||
| دانشگاه تبریز | ||
| چکیده | ||
| فلسفه روانکاویِ ژاک لَکان (Jacques Lacan) بسیاری از حیطههای زیستی-اِدراکیِ انسان را در قلمرو روانکاوی تحت تأثیر قرار داده و به پرسشهای بیشماری در قالب زبان، گفتار و ساختارِ ناخودآگاه در قالب بحثهایِ روانکاوی، ادلّه کامل و کافی ارائه کرده است. لَکان، فیلسوف و روانکاو فرانسوی، توانسته است مسئله هستی زبان، گفتار و ناخودآگاه را در قالب عناصری همچون هذیانِ بیماران رواننژند (نِوروتیک)، پارادوکسِ غیر، سوژه، استعاره پدری، موجّهات (modales)، میلِ درونی (désir)، شیء مطلوب (objet) را مطرح کند تا پاسخی به برخی معمّاهای فلسفی-روانکاوی ارائه دهد. کُلیّت مفاهیم لَکان در یک زنجیره به هم متصل بوده و بعضاً به اِبهام و غامض بودن یاد میشود. نزد وی، نشانهها (ی بیماری) میتوانند حاملِ معنا باشند. این نشانهها برای خود دارای زبان نظاممند و ساختار پیچیده هستند. از سوی دیگر «ساختارِ» لَکان یک ساختار بینذهنیّتی است که با مجموعهای از واقعیّات روانی-پنهانیِ سوژه سروکار دارد. در این مقاله تلاش بر این است تا با گذر از عناصر، مولّفهها و تبیین جایگاه ساختارگرایی، زبانشناسی و روانکاوی نزد لَکان، برداشتهای وی از زبان، معنا و گفتار را در زنجیرههای «معنایی»، «نشانهای» و «دالّها» نمایان کرده و نقش فلسفه را در تعریف روانکاوی وی نشان دهیم. | ||
| کلیدواژهها | ||
| زبان؛ ساختار؛ سوژه؛ ناخودآگاه؛ دال؛ گفتار؛ زنجیره دلالت | ||
| مراجع | ||
|
| ||
|
آمار تعداد مشاهده مقاله: 1,870 تعداد دریافت فایل اصل مقاله: 1,323 |
||