تبیین مفهوم تداوم یا فرسایش حاکمیت دولت ملّی | ||
| پژوهش های جغرافیای سیاسی | ||
| مقاله 2، دوره 1، شماره 4، 1395، صفحه 41-66 اصل مقاله (824.95 K) | ||
| نوع مقاله: مقالات علمی -پژوهشی | ||
| شناسه دیجیتال (DOI): 10.22067/pg.v1i4.64175 | ||
| نویسندگان | ||
| حمیدرضا نصرتی* 1؛ حمیدرضا محمدی2 | ||
| 1دانشگاه خوارزمی | ||
| 2دانشگاه شهید بهشتی | ||
| چکیده | ||
| دولتها همواره به دنبال تثبیت حاکمیت خود در قلمرو خاصی جهت تأمین امنیت ملّی خویش بودند که در چهارچوب مرزهای سیاسی تعریف می شد و ابعاد و محدوده آن مشخص و قابل ترسیم بود؛ اما این حاکمیت با ظهور دوره پستمدرن که با برجسته شدن هویت های محلی و سازمانهای غیردولتی و شرکتهای جهانی و چندملیتی و سازمانهای فراملی و بین المللی همراه است، از حالت متمرکز خود خارج شده است و به دو صورت جهانی و محلی در عرصه جهان، نمود می یابد. در این شرایط، سازگاری و هماهنگی دولت با این دو مقوله، ادامه حیات و بقای حاکمیتها را تضمین خواهد کرد. لذا، مقاله حاضر به بررسی و تبیین مفهوم تداوم یا فرسایش حاکمیت دولت ملّی در نظام ژئوپلیتیک جهانی می پردازد. پرسش اصلی این است که آیا گستره مفهومی حاکمیت دولت ملّی تداوم و یا دچار تحول و فرسایش خواهد شد؟ یا زمینه برای تحول دولت ملّی به عنوان بازیگر جدید جهانی (دولت جهانی) فراهم آمده است. بر این اساس، برای پاسخ به سؤال تحقیق، 3 نگرش مورد مطالعه قرار گرفته است. این 3 نگرش عبارتند از: معتقدین به تداوم حاکمیت و بقای دولت ملّی، معتقدین به ایجاد کارکردهای جدید برای دولت ملّی و طرفداران اضمحلال و فرسایش حاکمیت دولت ملّی؛ بنابراین، این مقاله با بررسی این 3 نگرش فرضیه خود را حول محور این ادعا سازمان می دهد که به رغم همه فشارها و محدودیت هایی که در عملکرد حاکمیت دولتهای ملّی ایجاد شده است، اما این محدودیتها نتوانسته است حاکمیت ملی کشورها را از بین ببرد، ولی توانسته است گستره مفهومی و قلمرویی حاکمیت ملی را دچار تحول سازد. | ||
| کلیدواژهها | ||
| حاکمیت؛ دولت ملّی؛ دولت جهانی؛ واقع گرایان؛ تحول گرایان؛ جهان گرایان | ||
| مراجع | ||
|
| ||
|
آمار تعداد مشاهده مقاله: 1,529 تعداد دریافت فایل اصل مقاله: 1,064 |
||