دلالت الفاظ بر معانی از دیدگاه اصولیان و زبانشناسان | ||
| فقه و اصول (Fiqh va uṣūl) | ||
| مقاله 7، دوره 45، شماره 4 - شماره پیاپی 95، زمستان 1392، صفحه 125-149 اصل مقاله (231.41 K) | ||
| نوع مقاله: پژوهشی | ||
| شناسه دیجیتال (DOI): 10.22067/fiqh.v0i0.12518 | ||
| نویسندگان | ||
| محمدصادق کاملان1؛ صالحه یزدانی فر* 2 | ||
| 1عضو هیئت علمی دانشگاه مفید | ||
| 2دانشجوی دکتری دانشگاه مفید | ||
| چکیده | ||
| زبان از دو مؤلفه «لفظ» و «معنا» تشکیل شده است و ارتباط وثیق میان «لفظ» و «معنا» موجب میگردد تا ذهن انسان از تصور «لفظ» به تصور «معنا» منتقل گردد. ماهیت، منشأ و خاستگاه این ارتباط همواره مورد توجه فلاسفۀ زبان، زبانشناسان و اصولیان بوده است. برخی این ارتباط را ناشی از وضع و قرارداد دانسته و برخی دیگر معتقدند که دلالت الفاظ بر معانی دلالت طبعی است. گروهی آن را حاصل جعل و اعتبار واضع میدانند و گروهی دیگر معتقدند که رابطۀ واقعی و تکوینی میان الفاظ و معانی وجود دارد. همچنین دستهای از صاحبنظران، وضع الفاظ برای معانی را فعل انسان میدانند و معتقدند که بشر الفاظ را برای معانی وضع کرده است و دستهای دیگر معتقدند که واضع الفاظ و لغات کسی جز خداوند نیست. تمامی نظرات یاد شده و هر آنچه که به نحوی رابطۀ میان الفاظ و معانی را مورد توجه قرار میدهد تحت عنوان «نظریات وضع» در زبانشناسی و علم اصول مطرح میگردد. بررسی آراء اصولیان و زبانشناسان در این مقاله روشن میسازد که انتقال ذهن از الفاظ به معانی، مطابق یک قانون عام از قوانین ذهن بشری صورت میگیرد که زبانشناسان و روانشناسان آن را قانون «تداعی معانی» نامیدهاند. بدین معنا که اقتران أکید میان لفظ و معنا موجب میشود که تصور لفظ، معنا را در ذهن بشر تداعی نماید. اقتران میان لفظ و معنا خود، ریشه در وضع الفاظ دارد. انسان برای انتقال مفاهیم به دیگران و رفع نیازهای خود در جامعه اقدام به وضع یک سلسله الفاظ نموده است. این وضع و قرارداد، اقتران لفظ و معنا و در نتیجه علاقه و رابطۀ میان آن دو و در نهایت دلالت لفظ بر معنا را موجب میگردد. | ||
| کلیدواژهها | ||
| زبان؛ زبانشناسی؛ معنا شناسی؛ الفاظ؛ معانی؛ وضع؛ واضع | ||
| مراجع | ||
|
| ||
|
آمار تعداد مشاهده مقاله: 4,498 تعداد دریافت فایل اصل مقاله: 6,868 |
||