مبانی معناشناختی حقوق اسلامی | ||
| فقه و اصول (Fiqh va uṣūl) | ||
| مقاله 2، دوره 46، شماره 3 - شماره پیاپی 98، پاییز 1393، صفحه 9-30 اصل مقاله (215.77 K) | ||
| نوع مقاله: پژوهشی | ||
| شناسه دیجیتال (DOI): 10.22067/fiqh.v46i18.20207 | ||
| نویسنده | ||
| سجاد افشار* | ||
| دانشجوی دکتری حقوق عمومی دانشگاه تهران | ||
| چکیده | ||
| توجه به تحلیل زبانی مفاهیم و گزارههای حقوقی، یکی از مهمترین بخشهای مورد مطالعه در فلسفه حقوق است. طبیعت علم حقوق، آمیختگی آن با الفاظ را ایجاب میکند؛ قانون، قرارداد، رأی و تألیف حقوقی، همه باید جامه لفظ به تن کنند تا فهمیده و اجرا شوند. مرحله اول برای فهم یک متن یا سخن - و از جمله یک گزاره حقوقی– فهم معنای آن است. از این رو این پژوهش، در جست و جوی یافتن محملی معنایی برای گزارههای حقوقی میباشد. در فلسفه تحلیلی و دانش معناشناسی، مطالب بسیاری در این باب وجود دارد که حقوقدانان را در شناخت بهتر از دانش حقوق یاری کرده است. با این حال، منطق حقوقی و مبانی حقوق ایران از علم اصول فقه اخذ شده است. اصولیان مباحث فراوانی در معنای الفاظ حقوقی و رابطه لفظ و معنا داشتهاند. درباره پیوند لفظ و معنا، قول به ذاتی بودن و وضعی بودن این ارتباط مطرح شده است. به همین ترتیب، اکثر اصولیان، متعلق معنای الفاظ غیر اعتباری را ماهیت یا مدرک عقلانی میدانند. پذیرش هریک از این رویکردها تأثیر مستقیمی بر رویکرد حقوقدان به حقوق بهویژه در امر تفسیر دارد. | ||
| کلیدواژهها | ||
| فلسفه حقوق اسلامی- معناشناسی؛ اصول فقه؛ ذاتی بودن؛ وضع؛ ماهیت گزارههای انشایی | ||
| مراجع | ||
|
| ||
|
آمار تعداد مشاهده مقاله: 2,280 تعداد دریافت فایل اصل مقاله: 1,532 |
||