تحلیلی روانکاوانه از داستان «سیاه زنگی» از کتاب «شیهه اسب سفید» زکریا تامر | ||
| زبان و ادبیات عربی | ||
| مقاله 8، دوره 4، شماره 7، 1391 اصل مقاله (233.96 K) | ||
| نوع مقاله: علمی - پژوهشی | ||
| شناسه دیجیتال (DOI): 10.22067/jall.v4i7.19807 | ||
| نویسندگان | ||
| شهریار نیازی* ؛ اویس محمدی | ||
| دانشگاه تهران | ||
| چکیده | ||
| داستان سیاه زنگی اثر زکریا تامر داستان نویس سوری است که در فضایی سوررئالیستی رخ میدهد و به شیوه سیال ذهن روایت میشود و به این دلیل، شخصیت ها و حوادث داستان برگرفته از ناخودآگاه نویسنده اند. این مقاله در تحلیل داستان مذکور به تحلیل شخصیت های داستان و حوادث آن از منظر نظریه های روانکاوی جدید پرداخته است و هریک از شخصیت های داستان را طبق تقسیم بندی فروید نماد و نماینده بخشی از ناخودآگاه انسان قرار داده است. بدین ترتیب، شخصیت «سیاه زنگی» در داستان، نماینده بخش «نهاد» در دستگاه روانی انسان و شخصیت «راوی» در بسیاری مقاطع، نماینده «من» است و شخصیت های فرعی «دخترک» (مقطع سوم) و «سرکارگر» (مقطع پنجم) نماینده «فرامن» هستند. در تحلیل روانکاوانه حوادث داستان باید گفت، این حوادث در دو دوره از حالت های روانی نویسنده اتفاق میافتد: قسمت های ابتدایی داستان مربوط به دوران غلبه غریزه حیات بر ذهن نویسنده است و قسمت پایانی داستان (مقطع ششم) مربوط به چیرگی غریزه مرگ بر غریزه حیات در اندیشه اوست. | ||
| کلیدواژهها | ||
| تحلیل روانکاوانه؛ زکریا تامر؛ غریزه حیات؛ غریزه مرگ | ||
|
آمار تعداد مشاهده مقاله: 5,350 تعداد دریافت فایل اصل مقاله: 1,265 |
||