تحلیل نمادینگی آتش در اساطیر برمبنای نظریّة همترازی و رویکرد نقد اسطوره ای (با تمرکز بر اساطیر ایران و شاهنامة فردوسی) | ||
| جُستارهای نوین ادبی | ||
| مقاله 4، دوره 43، شماره 3، 1389، صفحه 95-118 اصل مقاله (209.47 K) | ||
| نوع مقاله: مقالۀ پژوهشی | ||
| شناسه دیجیتال (DOI): 10.22067/jls.v43i3.9354 | ||
| نویسندگان | ||
| مه دخت پورخالقی چترودی؛ فرزاد قائمی* | ||
| چکیده | ||
| چکیده نقد اسطوره ای، یکی از رویکردهای اصلی نقد ادبی معاصر است که بر شالودة یافته های علوم روان شناسی، انسان شناسی و تاریخ تمدّن به وجود آمده، به ویژه بیشترین تأثیرات را از نظریّات یونگ دربارة "ناخودآگاه جمعی" و "کهن الگو"ها پذیرفته است که از روان شناسی او با روان کاوی تحلیلی و از روش تحلیل او از اساطیر، با عنوان «اسطوره شناسی تحلیلی» یاد می کنند. در این جستار، با این رویکرد، به بررسی نمادینگی عنصر آتش پرداخته شده است. فرض ضدیّت جوهری و وحدت نهایی میان عناصر متضاد، نتیجه فرافکنی محتویّات ناخودآگاه در موضوعات بیرونی، در جهت غلبه بر طبیعت است و در این میان، آخشیج آتش صاحب نقشهایی شده است که در اساطیر و ادب جهان و از جمله شاهنامة فردوسی نمود دارد و آنها را می توان در دو بخش تقسیم بندی کرد: در این اساطیر، عنصر آتش- به عنوان آخشیج فرازین و واسطة میان آسمان و زمین- از یک سو، نمادی از ظهور و تجلّی ملکوت معنا در عالم مادّی و مظهری از طبیعت روحانی است و در سویة متقابل خود، مظهری از قهر و خشم و شکوه عالم لاهوت (آتش دوزخ) و مرحلهای هراسناک از سوختن و گداختن است که گذر از آن (آزمون آتش)، مرحلهای از تشرّف و عروج به مقامی بالاتر را درخود نمادینه کرده است. کلیدواژهها: نقد اسطورهای، کهن الگو، ناخودآگاه جمعی، یونگ، شاهنامه، آتش. | ||
| کلیدواژهها | ||
| نقد اسطورهای؛ کهن الگو؛ ناخودآگاه جمعی؛ یونگ؛ شاهنامه؛ آتش | ||
| مراجع | ||
|
| ||
|
آمار تعداد مشاهده مقاله: 2,847 تعداد دریافت فایل اصل مقاله: 1,731 |
||