بررسی ارتباط ساختاری ـ زایشی کانی سازی مس در مناطق خضرآباد و شهر بابک: با استفاده از آنالیزهای Fry و Fractal | ||
| زمین شناسی اقتصادی | ||
| مقاله 7، دوره 7، شماره 2 - شماره پیاپی 13، دی 1394، صفحه 385-402 اصل مقاله (5.79 M) | ||
| نوع مقاله: علمی- پژوهشی | ||
| شناسه دیجیتال (DOI): 10.22067/econg.v7i2.42848 | ||
| نویسندگان | ||
| علیرضا زراسوندی1؛ بابک سامانی1؛ هوشنگ پورکاسب1؛ زهرا خورسندی* 1؛ یعقوب جلیلی شاه منصوری2 | ||
| 1شهید چمران اهواز | ||
| 2بیرجند | ||
| چکیده | ||
| مناطق کانه دار خضرآباد و شهربابک به ترتیب واقع در استانهای یزد و کرمان، در کمربند آتشفشانی ـ نفوذی ایران می باشند که دارای پتانسیل کانهزایی مس با عیار مطلوب هستند. توده های گرانیتوئیدی با نفوذ در واحدهای رسوبی کرتاسه و سکانس آتشفشانی ـ رسوبی بعد از آن (ائوسن ـ میوسن)، کانه زایی مس پورفیری و اسکارن سازی را در منطقه باعث شده اند. هدف از انجام این تحقیق بررسی نقش کنترل کننده های ساختاری بهخصوص گسلهای امتدادلغز بزرگ و گسلهای ثانویه مرتبط با آنها در جایگیری کانسارهای مس پورفیری است. آنالیز Fry و Fractal بهعنوان روشهای مکمل جهت ایجاد این ارتباط در فهم چگونگی توزیع مکانی و ارزیابی ذخایر معدنی به کار رفته است. بهطور کلی روند عمومی تجمع کانیایی در مناطق خضرآباد و شهربابک بهصورت NW/SE ، NE/SW می باشد و همخوانی نسبتاً خوبی را با روند شکستگیهای غالب منطقه با ماهیت کششی نشان می دهد، نتایج آنالیز Fry و Fractal نشاندهنده همبستگی خوبی بین چگونگی توزیع مکانی اندیسهای مس و روند عمومی شکستگیها و گسلها می باشد. بهطور کلی نتایج حاصله نشان می دهد که جایگیری این تودهها به همراه کانهزایی مس با زایش عمدتاً پورفیری، در یک شکستگی و یا فضای کششی1 صورت گرفته که این زونهای کششی مابین گسلهای راستالغز فرعی ناشی از یک مؤلفه دگرشکلی اصلی تشکیل شده است. لذا شناسایی این زونهای کششی و توده های گرانیتوئیدی جایگیر شده در آنها می تواند بهعنوان یک الگوی اکتشافی جهت کانسارسازی مس در مناطق خضرآباد و شهربابک مدنظر قرار گیرد. | ||
| کلیدواژهها | ||
| کانه زایی مس؛ مس پورفیری؛ کنترل کننده های ساختاری؛ آنالیز Fry؛ Fractal | ||
| مراجع | ||
|
| ||
|
آمار تعداد مشاهده مقاله: 5,719 تعداد دریافت فایل اصل مقاله: 3,431 |
||