واکاوی اسطورۀ سیمرغ و عنقاء در شاهنامۀ فردوسی و مجمع الامثال میدانی | ||
| زبان و ادبیات عربی | ||
| مقاله 8، دوره 11، شماره 1، 1398، صفحه 245-273 اصل مقاله (835 K) | ||
| نوع مقاله: علمی - پژوهشی | ||
| شناسه دیجیتال (DOI): 10.22067/jall.v11i2.69695 | ||
| نویسندگان | ||
| طاهره قلی پور زیبد* 1؛ محمد شایگان مهر2؛ محمد جعفری3 | ||
| 1دانشگاه آزاد اسلامی .واحد کاشمر | ||
| 2دانشگاه آزاد واحد کاشمر | ||
| 3دانشگاه آزاد اسلامی واحد کاشمر | ||
| چکیده | ||
| اسطورههای سیمرغ و عنقاء یکی از نمودهای وحدت اندیشۀ بشری است. پرواز، آرزوی دیرینه و میل به جاودانگی بشر درآنها متصوّر است. اساطیربه دلیل بنمایههای تاریخی و اهمیت در حماسه و امثال تجلی یافتهاند. نگارندگان در این جستار به بررسی سیمرغ شاهنامۀ فردوسی و عنقاءِ مجمع الامثال میدانی به روش تطبیقی- تحلیلی با هدف تحلیل ریشههای کهن و بیان وجوه اشتراک و افتراقشان پرداختند. از یافتههای تحقیق برمیآید که سیمرغ و عنقاء ریشه در فرهنگ اوستا و زبان سامی داشته و وجود تصاویر ترکیبی و دگرگونی، عامل پیدایش نیروی خیر و شرشان است. احساس ترس و سرخوردگی باعث پیدایش اینگونه اساطیر خونخوار است. ارتباط سیمرغ باگیاه بیمرگی نمود عقل و خرد، و عنقاء درمحیط خشک تجلی نماد مرگ است. در این پژوهش شباهتهایی ازجمله ویژگیهای عجیب، زاد و ولد و سکونت... و تفاوتهایی مانند؛ محتوا، هدف و نوع عمل... بررسی گردیدهاست. منشاء اشتراکات فطرت انسانی، اعتقادات دینی و تخیلات جمعی است و تفاوتها به محیط بازمیگردد. در بازآفرینی داستانها مشخصشد مرگ و امید، جادو و خرد در آن دوره بر جامعه ایران حاکم بود. درحالیکه برجامعه عرب مرگ و جادو سایه افکنده بود. دو اسطوره با هستی و آرمان بشر تناسب داشته و تحولات اجتماعی بعد از اسلام در شباهت بیشترشان مؤثر بوده است. | ||
| کلیدواژهها | ||
| اسطوره؛ سیمرغ؛ عنقاء؛ شاهنامه؛ مجمع الامثال | ||
| مراجع | ||
|
| ||
|
آمار تعداد مشاهده مقاله: 2,437 تعداد دریافت فایل اصل مقاله: 1,223 |
||