کارکرد استفهام بلاغی در شعر قیصر امین پور | ||
| جُستارهای نوین ادبی | ||
| مقاله 4، دوره 46، شماره 2 - شماره پیاپی 181، 1392، صفحه 121-144 اصل مقاله (323.31 K) | ||
| نوع مقاله: مقالۀ پژوهشی | ||
| شناسه دیجیتال (DOI): 10.22067/jls.v46i2.27623 | ||
| نویسندگان | ||
| فاطمه مقیمی* ؛ مهدی نیک منش | ||
| الزهرا | ||
| چکیده | ||
| یکی از مباحث مهم دانش معانی، بررسی اغراض ثانوی جملات است. جملات پرسشی از انواع جملات انشایی به شمار می روند که صدق و کذب پذیر نیستند. پرسشهای ادبی (استفهام بلاغی) در جمله غالباً بی پاسخاند و برای رسیدن به کارکردهایی بلاغی مانند بیان شگفتی، انکار مطلب، حسرت، آرزو و... به کار میروند. در این پژوهش، ابتدا به بررسی انواع ساخت و بسامد جملات پرسشی در دفترهای شعر «تنفس صبح»، «آینههای ناگهان»، «گلها همه آفتابگردانند» و «دستور زبان عشق» قیصر امینپور پرداختهایم و سپس ضمن دستهبندی اغراض این دسته از جملات، نمونه هایی برای هر کدام ذکر کرده و کارکرد بلاغی آنها را به کمک جدولهای آماری و نمودارهای بسامدی نشان دادهایم. این بررسی افزون بر روند رو به رشد بسامد جملات پرسشی در دو دفتر شعر «گلها همه آفتابگردانند» و «دستور زبان عشق»، از افزونی بسامد غرض «گلایه و سرزنش» نسبت به دیگر اغراض ثانوی استفهام در شعر قیصر خبر میدهد. افزونی جملات پرسشی شاعر میتواند نشان افزونی پرسش های او در مسیر تکامل شخصیت و شکل گیری جهانبینی وی و یا یافتن قدرت تأثیر بیشتری در جملات پرسشی باشد. همچنین افزونی بسامد غرض «گلایه و سرزنش» نیز می تواند بیانگر نارضایتی روحی او از اوضاع جهان و میل او به تحول و کوشش برای رسیدن به جهانی آرمانی به شمار رود. | ||
| کلیدواژهها | ||
| استفهام بلاغی؛ بلاغت؛ قیصر امین پور؛ معانی ثانوی | ||
|
آمار تعداد مشاهده مقاله: 3,099 تعداد دریافت فایل اصل مقاله: 1,749 |
||