مبانی نقد بینامتنیت در ادبیات تطبیقی کودک و نوجوان | ||
| جُستارهای نوین ادبی | ||
| مقاله 2، دوره 48، شماره 2 - شماره پیاپی 189، 1394، صفحه 141-166 اصل مقاله (541.37 K) | ||
| نوع مقاله: مقالۀ پژوهشی | ||
| شناسه دیجیتال (DOI): 10.22067/jls.v48i2.40408 | ||
| نویسنده | ||
| مریم جلالی* | ||
| دانشگاه شهید بهشتی | ||
| چکیده | ||
| ادبیات کودک و نوجوان، دستاورد درک مفهوم کودکی در جهان مدرن است. التفات به این موضوع و باور سهیم بودن کودک و نوجوان در داشتن ادبیات مستقل، سبب پیدایش بابی تازه در دانش ادبی و تحقیقات و بررسیهای علمی در این حوزه شده است؛ ادبیات تطبیقی کودک و نوجوان یکی از مقولات مورد توجه در این حیطه است. مطرح ساختن «جمهوری جهانی کودکی» در اواخر قرن بیستم میلادی در جهان، موجب پیدایش و التفات به ادبیات تطبیقی کودک و نوجوان شد و مقوله های متعددی همچون مطالعات میانجی، ژانرهای تطبیقی و بینامتنیت به این حوزۀ مطالعاتی راه یافت. در این مقاله با توجه به نظریۀ ویلکی نخست به بینامتنیت و ارتباط آن با ادبیات تطبیقی کودک و نوجوان پرداخته شده است، سپس عوامل مؤثر در پیدایش بینامتنیت از منظر تطبیق در حوزۀ کودک و نوجوان طبقه بندی شده و در ادامه، مؤلفه های بینامتنیت، معرفی شده و الگوی اصلاح شده آن بر اساس ادبیات تطبیقی کودک و نوجوان با توجه به یافته های مؤلف مقاله، ارائه شده است. به علاوه نویسندۀ مقاله در نظر داشته تا با توجه به مؤلفه های معرفی شده در ادبیات تطبیقی کودک و نوجوان، روش شناسی ای از واکاوی و تحلیل سازه های بینامتنیت با تکیه بر «نویسندۀ دوم»، «اثر جدید» و «خوانندۀ دوم» در اختیار قرار دهد. حاصل آن که کیفیت پیدایش، مؤلفه ها و واکاوی بینامتنیت جزئیاتی دارد که مستقیماً در نقد ادبیات تطبیقی کودکان و نوجوانان دخیل است. | ||
| کلیدواژهها | ||
| کودک و نوجوان؛ ادبیات تطبیقی؛ بینامتنیت؛ مؤلفهها؛ عوامل؛ روش شناسی | ||
| مراجع | ||
|
| ||
|
آمار تعداد مشاهده مقاله: 3,105 تعداد دریافت فایل اصل مقاله: 1,655 |
||