بازنگری در تاریخ استقلال فن بدیع در بلاغت اسلامی | ||
| جُستارهای نوین ادبی | ||
| مقاله 5، دوره 51، شماره 3 - شماره پیاپی 202، 1397، صفحه 97-116 اصل مقاله (612.57 K) | ||
| نوع مقاله: مقالۀ پژوهشی | ||
| شناسه دیجیتال (DOI): 10.22067/jls.v0i0.74289 | ||
| نویسندگان | ||
| مصطفی جلیلی تقویان1؛ روح الله هادی* 1؛ محمدرضا ترکی1؛ علی نوروزی2 | ||
| 1دانشگاه تهران | ||
| 2دانشگاه فردوسی مشهد | ||
| چکیده | ||
| بسیاری از پژوهش گران معاصر بلاغت بر این باورند که علم «بدیع» را سکاکی از علم بیان جدا کرد و بدرالدین بن مالک آن را به عنوان «فن» نامید. این روایت نمیتواند بازتاب درستی از حقیقت باشد؛ چرا که روند استقلال این علم دستکم دو قرن پیش از سکاکی آغاز شده بود. علی بن خلف کاتب (ح 427 ق) با جدا کردن تشبیه و استعاره از بخش «بدیع»ِ کتابِ خود یکی از گام های اساسی را در این باب برداشته بود. در واقع علت این جدایی به این سبب بود که استعاره در کتاب های مشهور بلاغت به دو مبحثِ نامرتبط تعلق داشت؛ از یک سو آن را تحت جنس «مجاز» میدانستند و از سویی دیگر آن را به چشم یک صنعت بدیعی مینگریستند. در قرن ششم مطرزی خوارزمی (ف 610 ق) نخستین کسی بود که از این دوگانگی پرسش کرد و به صورتی قاطع استعاره و تشبیه و تمثیل را از قلمرو بدیع خارج نمود. در حوزه منطق نیز مبحث مجاز تحولاتی را از سرگذراند و با ابتکار ابن سینا به بخش «تصورات» و «مبحث الفاظ» راه یافت و در قرن ششم عملاً به مبحثی مستقل تبدیل شد؛ بنابراین سکاکی و ابن مالک در واقع میراثدارانی بودند که عملاً فقط میوه جدایی علم بدیع از علم بیان را، چیدند. این مسئله نباید ما را به داوری نادرست در خصوص سهم کسانی که در این ماجرا نقشی اساسی داشتند وادارد. هدف از این تحقیق، اصلاح تاریخ بلاغت اسلامی است. | ||
| کلیدواژهها | ||
| تاریخ استقلال علم بدیع؛ منطق؛ استعاره؛ کاتب؛ سکاکی؛ مطرزی | ||
| مراجع | ||
|
| ||
|
آمار تعداد مشاهده مقاله: 4,977 تعداد دریافت فایل اصل مقاله: 1,566 |
||