مقدمهای بر ابعاد و گسترة دستگاه نظری میشل فوکو | ||
| علوم اجتماعی دانشگاه فردوسی مشهد | ||
| مقاله 2، دوره 6، شماره 1 - شماره پیاپی 13، تابستان 1388 اصل مقاله (324.66 K) | ||
| نوع مقاله: علمی - پژوهشی | ||
| شناسه دیجیتال (DOI): 10.22067/jss.v0i0.8747 | ||
| نویسندگان | ||
| بوستانی بوستانی* ؛ Ahmad محمدپور | ||
| چکیده | ||
| فوکو یکی از اندیشمندان بین رشتهای و حتی بین پارادایمی معاصر است که دامنة وسیعی از علایق نظری، موضوعات و حوزهها را پوشش میدهد. بر همین اساس، میتوان وی را در قالب طیفی از رهیافتها و پارادایمهای متفاوت چون پارادایم انتقادی، تفسیرگرایی اجتماعی، پستمدرنیسم و پساساختارگرایی قرار داد؛ با این وجود، پیوستگی واحدی نیز با هیچیک از رویکردهای مذکور ندارد. آرا و اندیشههای فوکو از یک طرف مبتنی بر تلفیقی گسترده از سنتهای مهم فلسفی معاصر و از طرف دیگر، به شکلدهی و گسترش ترکیب نظری جدیدی نیز منتهی شده است. بنابراین، رویکرد وسیع فوکو ترکیبی از عناصر نظری برداشتشده در امتداد با انتقادات بنیادی وی از رویکردهای مسلط در علومانسانی و اجتماعی است که در قالب یک دستگاه نظری خلاقانه، بنیاد نظری وی را شکل میدهد. این دستگاه جدید نظری دارای مواضع پارادایمی خاص خود چون هستیشناسی، انسانشناسی فلسفی، معرفتشناسی و روششناسی است. این مقاله در نظر دارد به بررسی آرا و اندیشههای نظری و روشی فوکو پرداخته و تلفیق نظری و مواضع پارادایمیعمدة وی را مورد بررسی قرار دهد. در این راستا، ابتدا به آثار اصلی وی و شرح مختصری از هر کدام پرداخته میشود. سپس، مبانی اندیشمندی و ترکیبهای نظری وی واکاوی میشوند. در ادامة مقاله، ابعاد مختلف انسانشناسی فلسفی، هستیشناسی، معرفتشناسی و روششناسی خاص فوکو شامل دیرینهشناسی و تبارشناسی مورد بحث قرار میگیرند. مقاله با ذکر برخی انتقادات مهم وارده بر دیدگاههای فوکو و برآیند نهایی به پایان میرسد. کلیدواژه ها: فوکو، هستیشناسی، معرفتشناسی، روششناسی، دیرینهشناسی، تبارشناسی | ||
| مراجع | ||
|
| ||
|
آمار تعداد مشاهده مقاله: 1,728 تعداد دریافت فایل اصل مقاله: 958 |
||