تعامل سوژههای متنی در غزلیات شمس | ||
| جُستارهای نوین ادبی | ||
| دوره 54، شماره 3 - شماره پیاپی 214، پاییز 1400، صفحه 101-121 اصل مقاله (587.47 K) | ||
| نوع مقاله: مقالۀ پژوهشی | ||
| شناسه دیجیتال (DOI): 10.22067/jls.2021.71432.1119 | ||
| نویسندگان | ||
| فراست پیروزینژاد1؛ پارسا یعقوبیجنبهسرایی* 2 | ||
| 1دانشجوی دکتری زبان و ادبیات فارسی دانشگاه کردستان | ||
| 2استاد گروه زبان و ادبیات فارسی دانشگاه کردستان | ||
| چکیده | ||
| عرفانِ عاشقانه در معنای عام بر مفهوم عشق و در معنای خاصِ ادراکی-ارتباطی بر تعامل «من-تویی» استوار است. به اقتضای این نوع تعامل برساختِ هویت-وضعیت سوژهها بهعبارتیدیگر جایگیری آنها در تعامل کارگزاران درونمتنیِ عرفان عاشقانه متمایز از سایر ژانرهای ادبی کلاسیک سامان یافته و همین امر سبب شکلگیری وجهی متمایز از ابهام ادراکی- زیباییشناختی شده است. غزلیات شمس یکی از متنهایی است که تعامل سوژههای درونمتنی و بهتبع آن ابهام معرفتی-هنری حاکم بر متن بر مبنای تعامل من-تویی شکل گرفته است. نادیده گرفتن یا کمتوجهی به دلایل و ساختار تعامل مذکور به تفسیری صرفاً ذوقی از آن متن منجر خواهد شد. بر همین اساس در این نوشتار برساخت تعامل «من-تویی» کارگزاران درونمتنی، یعنی راوی-عاشق با معشوق و بالعکس در غزلیات شمس به قصد خوانشی متناسب با معرفتشناسی حاکم بر متن دلالتیابی و تبیین شده است. برای دلالتیابی این تعامل به برخی از مفاهیم و اصطلاحات متفکرانی همچون مارتین بوبر، لویناس، باختین، سارتر، گابریل مارسل، لاندوفسکی و دیگران استناد شده است. نتیجه نشان میدهد که منطق «من-تویی» در غزلیات شمس را میتوان ذیل چهار عنوان الف) اظهار خاموشی و عدم کدگزاری دقیق؛ ب) بیتوجهی به سلسلهمراتب و گذر از تقابلها؛ ج) ناتمامیت و پیشبینیناپذیری؛ د) تعویقِ «خود»، صورتبندی کرد که هر یک بهمثابۀ کنشی نمادین جهت گذار از نظم نشانگانی رایج و تجربۀ عالم وحدت مفروض است. | ||
| کلیدواژهها | ||
| مولوی؛ غزلیات شمس؛ کارگزاران درونمتنی؛ تعامل من-تویی؛ همحضوری | ||
| مراجع | ||
|
| ||
|
آمار تعداد مشاهده مقاله: 3,108 تعداد دریافت فایل اصل مقاله: 1,824 |
||