تفسیر و هرمنوتیک؛ مطالعه تطبیقی در مبانی آرای طباطبایی و هرش | ||
| علوم قرآن و حدیث | ||
| مقاله 7، دوره 54، شماره 1 - شماره پیاپی 108، شهریور 1401، صفحه 131-155 اصل مقاله (984.75 K) | ||
| نوع مقاله: مقاله پژوهشی | ||
| شناسه دیجیتال (DOI): 10.22067/jquran.2022.61785.0 | ||
| نویسندگان | ||
| جانمحمد دهقان پور1؛ مهرداد عباسی* 2؛ بابک عباسی2؛ سیدمحمّدعلی ایازی2 | ||
| 1دانش آموخته دکتری دانشگاه آزاد اسلامی - واحد علوم و تحقیقات ( تهران - ایران) | ||
| 2استادیار دانشگاه آزاد اسلامی - واحد علوم و تحقیقات ( تهران - ایران) | ||
| چکیده | ||
| فهم و تفسیرمحور کانونی مباحث دو دانشِ تفسیر و هرمنوتیک و بر ارکان چهارگانۀ مؤلّف، متن، مفسّر و زمینه استوار است. هرمنوتیک آوردگاه دیدگاههای جدید در حوزه فهم و تفسیر است. این نظریهها با مبانی و اصول مفسّران اسلامی گاه بر سازشند و گاه در چالش. تعیین امکان تعامل و همافزایی یافتههای علوم جدید با یکدیگر یا ستیز و تقابل آنها، مستلزم تطبیق مبانی آنها و مؤیّد ضرورت تحقیق در این عرصه است. این مقاله با روش توصیفی – تحلیلی و با هدف بررسی و تحلیل تطبیقی مبانی آرای مفسّر معاصر اسلامی «طباطبایی» با هرمنوتیست معاصر غربی «هرش» در صدد دستیابی به پاسخ این پرسش اصلی است که مطالعۀ تطبیقی مبانی آرای طباطبایی با هرش در حوزۀ فهم و تفسیر به چه نتیجهای میانجامد؟ نتیجۀ نهایی نشان داد که مبانی آنها در چهار محور نقش مؤلّف، متن، مفسّر و زمینه در فرایند فهم و تفسیرِ متن، دارای قرابت نسبی است نه حداکثری. اهمّ وجوه اشتراک مبانی آنها در روشمندی تفسیر، قصد مؤلّف از تولید متن، دلالت الفاظ و قابلیّت بازآفرینی معنا، فهمپذیری و پیوندهای معنایی متن، نقش ابزاری زبان، کاربست دور هرمنوتیکی؛ و اهمّ اختلاف آنها در ثبات و قطعیّت یا سیالیّت تفسیر متن، حدود تأثیر پیشدانستهها، علاقهها و انتظارات مفسّر در فهم و همچنین پذیرش یا ردّ نظریۀ تاریخمندی فهم متن است. | ||
| کلیدواژهها | ||
| مبانی؛ فهم؛ تفسیر؛ هرمنوتیک؛ طباطبایی؛ هرش | ||
| مراجع | ||
|
| ||
|
آمار تعداد مشاهده مقاله: 3,287 تعداد دریافت فایل اصل مقاله: 1,770 |
||