بررسی و نقد فضائح الباطنیه ابوحامد غزالی | ||
| جستارهایی در فلسفه و کلام | ||
| مقاله 12، دوره 53، شماره 1 - شماره پیاپی 106، شهریور 1400، صفحه 217-238 اصل مقاله (605.8 K) | ||
| نوع مقاله: علمی پژوهشی | ||
| شناسه دیجیتال (DOI): 10.22067/epk.2022.71999.1056 | ||
| نویسندگان | ||
| شبنم فرجی* 1؛ فاطمه احمدی2 | ||
| 1گروه فلسفه و کلام اسلامی، دانشگاه شهید مطهری، تهران، ایران | ||
| 2عضو هیئت علمی گروه فلسفه و کلام اسلامی دانشگاه لرستان | ||
| چکیده | ||
| در کتاب «فضائحالباطنیة»، غزالی در رد عقاید باطنیان، به نقد عصمت و نصّ بر امام پرداخته و عقایدی را به باطنیان نسبت داده که مورد تردید هستند. در این پژوهش به معرفی این کتاب، بررسی روش و ادبیات غزالی و نقد محتوای کتاب پرداخته شده است. انتقادات اصلی غزالی در انکار روش عقلی توسط باطنیان، اعتقاد به عصمت امام و اعتقاد به وجود نص بر امام است که مورد دوم و سوم میان باطنیان و امامیه مشترک است و عمده اختلاف آنان در تعیین مصداق امامت است، از این رو غزالی امامیه را نیز نقد میکند. مهمترین استدلال غزالی عبارت است از اینکه باطنیان روش عقلی را منکرند، بنابراین فهم را منحصر در تعلیم امام معصومِ منصوص میکنند، اما امام نه معصوم است و نه منصوص، زیرا عصمت امام منجر به پذیرفتن وحی بر امام و نفی خاتمیت میشود و از نص متواتر بر امام لازم میآید علم به وجود و بداهت نص ضروری باشد و فرد حتماً امام شود. به این استدلال چنین پاسخ داده شده که باطنیان روش عقلی را انکار نمیکنند، بلکه آن را ناکافی میدانند. غزالی در مورد دوم و سوم نیز انکار عقل توسط باطنیان را مبنای استدلالهای خود قرار میدهد؛ لذا استدلالهای او در این موارد نیز بر مقدمهای کاذب استوار است و اینکه ائمه نوعی علم لدنی خطاناپذیر دارند که غزالی آن را میپذیرد و ائمه مدعی امامت هستند، نه نبوت و نیز تواتر و بداهت مستلزم تصدیق یکسان همۀ افراد نیست و بداهت یک امر منجر به وقوع آن نمیشود. | ||
| کلیدواژهها | ||
| فضائحالباطنیة؛ غزالی؛ باطنیه؛ امامت؛ عصمت | ||
| مراجع | ||
|
| ||
|
آمار تعداد مشاهده مقاله: 2,819 تعداد دریافت فایل اصل مقاله: 1,636 |
||