بازنمایی جایگاه زن در جامعه سنتی رمانهای میرال الطحاوی؛ الخباء و نقرات الظباء | ||
| زبان و ادبیات عربی | ||
| دوره 14، شماره 2 - شماره پیاپی 29، تابستان 1401، صفحه 35-50 اصل مقاله (908.24 K) | ||
| نوع مقاله: علمی - پژوهشی | ||
| شناسه دیجیتال (DOI): 10.22067/jallv14.i2.80842 | ||
| نویسندگان | ||
| الهام مریمی1؛ احمدرضا حیدریان شهری* 2 | ||
| 1دانش آموخته دکتری گروه زبان و ادبیات عربی دانشگاه فردوسی مشهد، ایران | ||
| 2دانشیار گروه زبان و ادبیات عربی دانشگاه فردوسی مشهد، ایران | ||
| چکیده | ||
| احساس نیاز به بازگو کردن حقایق جامعه، نویسندۀ را به خلق آثاری وا میدارد که بافت و درونمایهای اجتماعی دارند. جامعهشناسی ادبیات با بررسی محتوای آثار ادبی و رابطه آن با فضای اجتماعی، نشاندهنده جهانبینی حاکم بر متن است؛ بنابراین بررسی فرهنگ و رفتار افراد در آثار نویسنده میتواند به شناخت جامعه وی منجر شود که این امر، بدون تردید سنگ بنای نخست و گامی مؤثر در جهت اصلاح ارزشها و هنجارهای نادرست نهادینهشده در دل این جامعه است. از این رو، بررسی جایگاه زن عرب در جامعه سنتی ترسیم شده در رمانهای «الخباء» و «نقرات الظباء» نوشته میرال الطحاوی، با روش توصیفی تحلیلی امری ضروری مینماید. چنین به نظر میرسد که نویسنده با طرح مسئله اصلی رمان بر محوریت زنان و سیطره فرهنگعامه گذشته، آشفتگیها، تحقیر و خوار داشت، ظلمپذیری و سلطه سنت، تصویری تکبعدی و اغلب یک وجهی از یک زن منفعل عربی در محیطی بدوی و احیاناً حضری را به تصویر میکشد که تسلیم گفتمان حاکم است و اگر به ندرت تمردی دارد، این تمرد به تغییر و بهبود وضعیت وی در خانواده و جامعه منجر نمیشود. میتوان دریافت که زن کامل با تمام وجوه منشوری در جامعه مورد نظر نویسنده، جایگاهی ندارد و قهرمانان زن نهتنها تلاشی برای رهایی از قید و بند سنت ندارند، بلکه در ظلم به خود و زنان همانند خویش با گفتمان غالب همگام میشوند تا کورسوی امید به تحول در میان شخصیتهای زن به خاموشی گراید. | ||
| کلیدواژهها | ||
| جامعه شناسی؛ جایگاه زن؛ رمان عربی؛ میرال الطحاوی؛ الخباء و نقرات الظباء. | ||
| مراجع | ||
|
| ||
|
آمار تعداد مشاهده مقاله: 1,117 تعداد دریافت فایل اصل مقاله: 1,570 |
||