پایههای فلسفی نظریۀ فطرت | ||
| جستارهایی در فلسفه و کلام | ||
| دوره 57، شماره 2 - شماره پیاپی 115، بهمن 1404، صفحه 59-74 اصل مقاله (1.13 M) | ||
| نوع مقاله: علمی پژوهشی | ||
| شناسه دیجیتال (DOI): 10.22067/epk.2024.87180.1318 | ||
| نویسنده | ||
| منصور ایمانپور* | ||
| دانشیار گروه فلسفه و کلام اسلامی، دانشگاه شهید مدنی آذربایجان | ||
| چکیده | ||
| یکی از مباحث مهم در حوزه دینشناسی، مسئلۀ فطرت است. بر اساس این آموزه، حقیقت انسان، دارای ساختار آفرینش خاصّی است و از آغاز خلقت خویش، از میل و شعوری خاص نسبت به حقایق نظری و اخلاقی برخوردار است و بر پایه همین زمینۀ اولیه، در معرض تعلیم و تربیت قرار میگیرد. پرسش این است که آیا این نظریه را میتوان با استناد به برخی مبانی فلسفی، اثبات و موجّه نمود یا نه؟ پاسخ اجمالی این مقاله با استفاده از روش توصیفی – تحلیلی به این پرسش دشوار به این صورت است که به نظر میرسد با استفاده از برخی قواعد و مباحث فلسفی، مثلِ مسبوقیّتِ هر حادث زمانی و تعلّم به استعداد و زمینه قبلی، و تشکیک وجود، و نفخه الهی انگاشتن نفس انسان میتوان نظریه فطرت را اثبات و موجّه نمود. طبق این مبانی، هویّت انسان دارای زمینه قبلی مناسب برای مواجهه و پذیرش حقایق دینی است و آن زمینه، طبق تشکیک وجود، از شوق و شعور متناسب با مرتبه وجودی خود بهرهمند است و بهعنوان نفخه الهی از رنگ و محتوای خاصی برخوردار است. بنابراین انسان با آن زمینه و ساختار، در معرض تعلیم و تربیت قرار گرفته و مورد خطاب انبیای الهی قرار میگیرد. | ||
| کلیدواژهها | ||
| فطرت؛ حادث زمانی؛ تشکیک وجود؛ نفخه الهی؛ دین | ||
| مراجع | ||
|
| ||
|
آمار تعداد مشاهده مقاله: 692 تعداد دریافت فایل اصل مقاله: 308 |
||