بررسی بُعد تعلیمی در آثار عطار (منطقالطیر، الهینامه و مصیبتنامه) بر اساس نظریۀ تداعی | ||
| جُستارهای نوین ادبی | ||
| مقاله 2، دوره 57، شماره 2 - شماره پیاپی 225، پاییز 1403، صفحه 48-23 اصل مقاله (937.64 K) | ||
| نوع مقاله: مقالۀ پژوهشی | ||
| شناسه دیجیتال (DOI): 10.22067/jls.2024.83252.1457 | ||
| نویسندگان | ||
| فرامرز کمالی پور آزاد1؛ شهین اوجاق علیزاده* 2؛ علی عین علیلو2 | ||
| 1دانشجوی دکتری زبان و ادبیات فارسی، گروه ادبیات فارسی، واحد رودهن، دانشگاه آزاد اسلامی، رودهن، ایران | ||
| 2استادیار زبان و ادبیات فارسی، گروه ادبیات فارسی، واحد رودهن، دانشگاه آزاد اسلامی، رودهن، ایران | ||
| چکیده | ||
| تداعی بهعنوان یک سبک در تعلیم و تعلم، بخش مهمی از آثار ادبیات عرفانی را شامل میشود؛ زیرا از سویی با سبک تولید محتوای عرفانی ارتباط وسیعی دارد و از سوی دیگر به فرایند یادگیری کمک شایانی میکند؛ از همینجاست که تداعی در نظریات معاصر یادگیری، جایگاه مهمی دارد. بنیاد تداعی پویایی و حرکت است و متن عرفانی را از حالت ایستا خارج میکند و به آن رنگ و روح میبخشد. ازآنجاییکه داستانسرایی عرفانی در شعر فارسی با سنایی آغاز شد و بهواسطۀ عطار به مولوی رسید و در مثنوی اوج خود را یافت، در این تحقیق با بررسی سه اثر داستانی عطار با رویکرد روانشناسی نشان میدهیم که تداعی چه جایگاهی در این آثار دارد و سهم هر یک از آثار عطار از کاربست تداعی چه بوده است. این امر برای نشان دادن سیر و تحول داستانسرایی عرفانی ضروری است. برای نمایاندن آن ابتدا روشهای تداعی بیان شد، آنگاه به بررسی این روشها در آثار عطار پرداخته شد، نتایج دالّ بر این است که ویژگیهای تداعی و تنوع برخی از ابزار آن یعنی پرورش مضامین عرفانی، کثرت اندیشی، ساختارشکنی تقابلهای فکری و چندلایگی متن، در الهینامه و منطقالطیر به اوج خود میرسد؛ درحالیکه ایستایی در روایتهای مصیبتنامه بیشتر است. | ||
| کلیدواژهها | ||
| عطار نیشابوری؛ نظریۀ تداعی؛ ادبیات تعلیمی؛ الهینامه؛ منطقالطیر؛ مصیبتنامه | ||
| مراجع | ||
|
| ||
|
آمار تعداد مشاهده مقاله: 1,304 تعداد دریافت فایل اصل مقاله: 812 |
||