اهمیت «خوانش» در تکوین روایتهای حماسی | ||
| جُستارهای نوین ادبی | ||
| مقاله 6، دوره 49، شماره 4 - شماره پیاپی 195، 1395، صفحه 111-136 اصل مقاله (905.85 K) | ||
| نوع مقاله: مقالۀ پژوهشی | ||
| شناسه دیجیتال (DOI): 10.22067/jls.v49i4.62090 | ||
| نویسندگان | ||
| تیمور مالمیر* ؛ فردین حسین پناهی | ||
| دانشگاه کردستان | ||
| چکیده | ||
| یکی از مسائل دشوار دربارة حماسههای طبیعی نظیر شاهنامه، شناخت مبدأ و چگونگی تدوین و تصنیف این نوع آثار است. حماسههای طبیعی در فرآیند غیاب نویسنده یا نویسندگان اولیة حماسه و در جریان بازپیکربندیهای متعدّد تکوین یافتهاند. در این روایتها، متن حماسه به عنوان عرصة غیاب همیشگیِ مؤلف، عرصة سیّال جابهجاییها، تداخلها و انتقالهای بینامتنی میان روایتهای متکثّر است. مصنف در این نوع حماسه، در اصل نقشی همسان با خواننده دارد و همچون «خوانندة تاریخی»، با متون روایی یا روایتهای شفاهیِ از پیش پرداخته مواجه است، و بر اساس این روایتها به روایتپردازیِ مجدد حماسه پرداخته است. همسانی نقشها و کارکردهای مصنف حماسه و خوانندة تاریخی باعث میشود که فرآیند روایتپردازی حماسة طبیعی را به مثابه نوعی «خوانش» تلقی کنیم. در این مقاله، ساز و کارها و فرآیندهای رواییِ مؤثر در تکوین روایتهای حماسی را در چارچوب اصل «توانش روایی» بررسی و تحلیل کردهایم. تحلیل ما مبتنی بر دو فرض اصلی است: 1) نویسندة تاریخی در جریان تکوین روایت حماسههای موسوم به طبیعی غایب است. 2) خوانش در بازپیکربندیِ روایت حماسههای طبیعی نقش بنیادین دارد. نتایج تحقیق نشان میدهد اصل تقابلهای دوگانه، خلاصهسازی و بازپیکربندی، نسبت متضاد داستان و گفتمان، و همچنین تحوّل و تعرّف، نقش مؤثری در تکوین روایتهای حماسی دارند. | ||
| کلیدواژهها | ||
| بازپیکربندی؛ حماسه؛ توانش روایی؛ خلاصهسازی؛ خوانش؛ روایت | ||
| مراجع | ||
|
| ||
|
آمار تعداد مشاهده مقاله: 4,286 تعداد دریافت فایل اصل مقاله: 2,860 |
||